close
چت روم
بروبچ باشگاه دیدگاه
دوشنبه 21 آبان 1397
نظرسنجی
آیا از عملکرد ما راضی هستید؟


رادیو دیدگاه
فعلا آهنگ نداریم! __
آرشیو

آخرین ارسال های انجمن

عنوان پاسخ بازدید آخرین پاسخ دهنده
()

روز جهانی هنرمند توسط کریس مک کلور ، هنرمند نقاش کانادایی که متخصص در سبکی شناخته شده به عنوان رئالیسم عاشقانه است ، تاسیس شد . نقاشی های وی را راهی برای به دست آوردن تفکرات عاشقانه در زندگی دانسته اند . او این روز را برای به رسمیت شناختن جهان هنر ، و ارج دادن تمام راه هایی که هنرمندان دیدگاه خاص خود را به زندگی می دهند، ایجاد کرد.

روز هنرمند مبارک❤

 


+کیا اینجا هنرمدن؟

یکیش خودمم😁

نویسنده: ســحــر تاریخ: 03 / 08 / 1397-16:28


موضوع: ادبی, کافه هنر, متفرقه,
برچسب ها: روز جهانی هنرمند, مبارک همه ی هنرمندان دیدگاهی,
()

ببین چقدر منتظر موندیم!؟ منتظر موندیم برف بیاد،اسانسور بیاد،پیش بیاد،اژانس بیاد،خواستگار بیاد،جوش بیاد،به دنیا بیاد،خوشش بیاد!خوشش بیاد ازمون!منتظر موندیم دانلود شه،شب شه،حاضر شه،پاییز شه،نرم شه،یازده شه،خشک شه،سرخ شه،پیدا شه!منتظر موندیم ببینه،بشنوه،بخنده،برسه،بگه،بفهمه،بیاد!بیاد بمونه!بره!بره گم شه!منتظر موندیم،یخ بزنه،زنگ بزنه،داد بزنه،صدا بزنه،شکوفه بزنه،در بزنه،پیانو بزنه،حرف بزنه!حرف بزنه بگه چه مرگشه!؟

ببین چقدر منتظر موندیم1؟نکنه بگیم*کدوم غذا زودتر از بقیه حاضر میشه!؟همونو بدین!*نکنه زندگیمون بشه کلکسیون چیزای زودتر!؟نکنه دیگه حال نداشته باشیم منتظر بنونیم!؟ نکنه دیگه برامون مهم نباشه!؟هی سوپ قارچ بخوریم و سالاد فصل!؟

👤ناپیرو

نویسنده: ســحــر تاریخ: 30 / 07 / 1397-22:34


موضوع: ادبی, فلسفی,
برچسب ها: انتظااار, حوصله انتظار, زندگی اماده,
()

میخواستم همه‌ کارهایم را بکنم
و سرِ فرصت به دنبال او بروم..
می‌خواستم اول
دنیا را عوض کنم،
کتاب‌ هايم را بنویسم،
اسم و رَسم به هم بزنم،
برنده شوم ،
و بعد با دست های پُر به دنبالش بروم..!
خبر نداشتم که
" عشق منتظر آدم‌ها نمی‌ماند"
و خط بطلان می‌کشد روی آنها
که حسابگر و ترسو و جاه‌ طلب اند!

فیلم درخت گلابی

نویسنده: نــــسـتـرن تاریخ: 28 / 07 / 1397-20:6


موضوع: ادبی, احساسی و عاشقانه, فلسفی, جالب انگیز,
برچسب ها: عشق, منتظر, آدمها, نمی ماند, فیلم درخت گلابی,
()

یک روز از سرِ بی کاری به بچه های کلاس گفتم انشایی بنویسند با این عنوان که “فقر بهتر است یا عطر؟” 

قافیه ساختن از سرگرمی هایم بود. 

چند نفری از بچه ها نوشتند “فقر”. 

از بین علم و ثروت همیشه علم را انتخاب می کردند. 

نوشته بودند که “فقر” خوب است چون چشم و گوش آدم را باز می کند و او را بیدار نگه می دارد ولی عطر، آدم را بیهوش و مدهوش می کند. ”عادت کرده بودند مجیز فقر را بگویند چون نصیبشان شده بود. 

فقط یکی از بچه ها نوشته بود “عطر”. انشایش را هنوز هم دارم، جالب بود. 

نوشته بود “عطر حس های آدم را بیدار می کند که فقر آنها را خاموش کرده است...

 

#فریبا وفی 

 رویای تبت

نویسنده: ســحــر تاریخ: 25 / 07 / 1397-21:43


موضوع: ادبی, فلسفی,
برچسب ها: فقر, عطر, برش از کتاب, فریبا وفی, رویای تبت,
()

همه چیز تموم میشه

آدما تغییر میکنن

و میدونی چرا؟

چون زندگی پر جریانه

نویسنده: ســحــر تاریخ: 19 / 07 / 1397-10:57


موضوع: ادبی, فلسفی,
برچسب ها: همه چیز, تغییر, زندگی در جریانه, تصمیم گرفتم بیشتر فعالیت کنم چون میترسم نسترن کلمو بکنه😂,
()

تا میای به یکی ثابت کنی که چقدر واست عزیزه،
اون زودتر بی لیاقتیشو ثابت میکنه.

عجیبه نه؟ :)

نویسنده: نــــسـتـرن تاریخ: 11 / 07 / 1397-17:17


موضوع: ادبی, جالب انگیز,
برچسب ها: بی لیاقته, عجیبه نه؟, واست عزیزه,
()

تخم مرغ
یک رنگ است ...
اما ...
وقتی شکستیش ...
دو رنگ می شود ..!
پس انتظار نداشته باش ...
آدمی را که شکستی ...
با تو یک رنگ باشد!!

نویسنده: نــــسـتـرن تاریخ: 03 / 07 / 1397-21:49


موضوع: ادبی, فلسفی,
برچسب ها: دو رنگ, تخم مرغ, آدم شکسته, یکرنگ نیست,
()

دیگه چیزی تا پاییز نمونده 😊

خداحافظ تابستان👋
خداحافظ پوست هاى تيره🚼
خداحافظ استخر و باشگاه🏊💪
لاک هاى جيغ💅
لباس هاى رنگى رنگى👖👗👚
كفشهاى صندل👡
شبهاى تا صبح بيدار پاى فيلم و اينترنت📺
روزاى تا به ظهر خواب☀️
مهمونى و دوره همى🎉
شب گردى🌃
مسافرت بى برنامه✈️
خداحافظ زندگى بى دليل👊
واقعا تابستون كوتاهه😞
خداحافظ تابستون97💜
3 ماه گذشت🌘
😟بعضیها دلشون شکست...💔
😠بعضیها دل شکوندن...😈
😍خیلی ها عاشق شدن و خیلی ها تنها...😇
😔خیلی ها از بینمون رفتن...😢
😊خیلی ها بینمون اومدن...😇
😭گریه کردیم و خندیدیم...😁
😷زندگی برخلاف آرزوهامون گذشت🎄

آرزو دارم پاییزی که در پیش رو دارید آغاز روزهایی باشه که آرزوشو دارین🙏

خوبی بدی هم دیدین حلالم کنید دوستان :))

نویسنده: نــــسـتـرن تاریخ: 28 / 06 / 1397-12:47


موضوع: ادبی, متفرقه,
برچسب ها: خداحافظ تابستان, حلال کنین منو, زندگی بی دلیل, شب تا صبح پای نت, اتمام ولگردی در نت,
()

شرمنده‌ام قربان! کمی باران ندارید؟
در خود پلاسیدم، شما گلدان ندارید؟

این قدر بداخمید! پس لبخندتان کو؟
جز این نگاه سرد، یخ‌بندان ندارید؟

قربان! چرا وقتی که می‌بینید ما را
در ذهنتان تصویری از انسان ندارید؟

گیرم که ما زشتیم، این آغازمان نیست
باشد، شما زیبا! ولی پایان ندارید؟

آه این تکبّر... این تکبّر، شرک محض است
در خود مگر، یا نوح، یا توفان ندارید؟

البته می‌بخشید، اما مطمئنید
مخلوط با ایمان‌تان، شیطان ندارید؟!

عبدالرضا فریدزاده

نویسنده: نــــسـتـرن تاریخ: 13 / 06 / 1397-22:57


موضوع: ادبی,
برچسب ها: شرمنده ام قربان, عبدالرضا فرید زاده, باشگاه, دیدگاه,
()
بروبچ باشگاه دیدگاه

ابتدا که آمدی خورده شکسته های گم و گور شده در اتاق را به دستان مصمم تو سپردم. حال چرا مصمم تر از همیشه مشت می زنی؟ نه دیواریست که تاب بیاورد نه پنجره ای که طعم خون را بچشد. تنها زمینی مانده خشک و بی باران. هرچه می خواهی فریاد بزن ,تکرار کن گذشته ی زشت و کثیف را. اینجا پژواکی هم به سویت روانه نیست , دل خوش به پاسخی هم نباش.نه جانی به جسمی نه آبی به کامی نه نوری به چشمی. پلی هم نمانده , تنها راهیست به تاریکی لهجه دار افکارم. افکار مریض ریشه در وجود دوانده و عمیق تیر می کشد نوک انگشتانم.
(نه توانی که عرق از جبین پاک کنم)

نویسنده: وهـــاب تاریخ: 13 / 06 / 1397-22:41


موضوع: ادبی, احساسی و عاشقانه,
برچسب ها: افکار, گذشته کثبف, جبین, لهجه دار,
()

برو ای گدای مسکین در خانه‌ی «علی» زن!

نویسنده: عــلـے تاریخ: 12 / 06 / 1397-22:3


موضوع: ادبی, پیکار چپ,
برچسب ها:
()

مرا هزار امید است و هر هزار تویی

شروع شادی و پایان انتظار تویی

نویسنده: مــہــــدے تاریخ: 06 / 06 / 1397-21:16


موضوع: ادبی, متفرقه,
برچسب ها: آیا, باشگاه, دیدگاه, بر میگردد؟!,
()

باب: پاتریک چرا انقدر ناراحتی؟
پاتریک: امروز یه بچه رو دیدم داشت سر چهارراه گل میفروخت
باب: از دیدن اون بچه ناراحت شدی؟
پاتریک: نه
باب: پس چی ناراحتت کرده؟
پاتریک: همین دیگه، از این ناراحتم که فهمیدم دیدن اینجور بچه ها
انقدر واسم عادی شده که دیگه ناراحتم نمیکنه...

باب اسفنجی شلوار مکعبی

نویسنده: نــــسـتـرن تاریخ: 05 / 06 / 1397-21:43


موضوع: ادبی, احساسی و عاشقانه, جالب انگیز,
برچسب ها: باب اسفنجی, سنگدل شدیم, پاتریک, بچه های کار, گل فروشی سر چهارراه, ناراحت نمیشیم,
()

خودت را با هیچ زبانی برای کسی ترجمه نکن، آنکس که دوستت دارد باید همه آنچه که هستی را از لابه لای حرف های نگفته ات از عمق نگاه ساده ات از حس دست های مهربانت بفهمد، آدم ها را از روی عکس هایشان نشناسید... آدم ها از بی حوصلگی هایشان... از غصه هایشان... از خستگی ها.. از دلتنگی هایشان... عکس نمیگیرند.

نویسنده: فــرشــتـــہ تاریخ: 04 / 06 / 1397-23:18


موضوع: ادبی,
برچسب ها: عکس, دوست داشتن, غم, بی حوصلگی,
آمار سایت
  • آمار مطالب و اعضا
  • کل مطالب :249
  • کل نظرات :1396
  • کل اعضا:46
  • آنلاین
  • افراد آنلاین: 2
  • آمار بازدید
  • بازدید امروز: 95
  • بازدید دیروز: 711
  • بازدید هفته:95
  • بازدید کل: 56,271
  • اطلاعات
  • امروز : دوشنبه 21 آبان 1397
  • آی پی شما : 54.198.125.25
  • مرورگر شما :
نام کاربری :
رمز عبور :
رمز عبور را فراموش کرده ام
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد