close
چت روم
بروبچ باشگاه دیدگاه
چهارشنبه 28 شهریور 1397
نظرسنجی
آیا از عملکرد ما راضی هستید؟


رادیو دیدگاه
فعلا آهنگ نداریم! __
آرشیو

آخرین ارسال های انجمن

عنوان پاسخ بازدید آخرین پاسخ دهنده
()

شرمنده‌ام قربان! کمی باران ندارید؟
در خود پلاسیدم، شما گلدان ندارید؟

این قدر بداخمید! پس لبخندتان کو؟
جز این نگاه سرد، یخ‌بندان ندارید؟

قربان! چرا وقتی که می‌بینید ما را
در ذهنتان تصویری از انسان ندارید؟

گیرم که ما زشتیم، این آغازمان نیست
باشد، شما زیبا! ولی پایان ندارید؟

آه این تکبّر... این تکبّر، شرک محض است
در خود مگر، یا نوح، یا توفان ندارید؟

البته می‌بخشید، اما مطمئنید
مخلوط با ایمان‌تان، شیطان ندارید؟!

عبدالرضا فریدزاده

نویسنده: نــــسـتـرن تاریخ: 13 / 06 / 1397-22:57


موضوع: ادبی,
برچسب ها: شرمنده ام قربان, عبدالرضا فرید زاده, باشگاه, دیدگاه,
()
بروبچ باشگاه دیدگاه

ابتدا که آمدی خورده شکسته های گم و گور شده در اتاق را به دستان مصمم تو سپردم. حال چرا مصمم تر از همیشه مشت می زنی؟ نه دیواریست که تاب بیاورد نه پنجره ای که طعم خون را بچشد. تنها زمینی مانده خشک و بی باران. هرچه می خواهی فریاد بزن ,تکرار کن گذشته ی زشت و کثیف را. اینجا پژواکی هم به سویت روانه نیست , دل خوش به پاسخی هم نباش.نه جانی به جسمی نه آبی به کامی نه نوری به چشمی. پلی هم نمانده , تنها راهیست به تاریکی لهجه دار افکارم. افکار مریض ریشه در وجود دوانده و عمیق تیر می کشد نوک انگشتانم.
(نه توانی که عرق از جبین پاک کنم)

نویسنده: وهـــاب تاریخ: 13 / 06 / 1397-22:41


موضوع: ادبی, احساسی و عاشقانه,
برچسب ها: افکار, گذشته کثبف, جبین, لهجه دار,
()

برو ای گدای مسکین در خانه‌ی «علی» زن!

نویسنده: عــلـے تاریخ: 12 / 06 / 1397-22:3


موضوع: ادبی, پیکار چپ,
برچسب ها:
()

مرا هزار امید است و هر هزار تویی

شروع شادی و پایان انتظار تویی

نویسنده: مــہــــدے تاریخ: 06 / 06 / 1397-21:16


موضوع: ادبی, متفرقه,
برچسب ها: آیا, باشگاه, دیدگاه, بر میگردد؟!,
()

باب: پاتریک چرا انقدر ناراحتی؟
پاتریک: امروز یه بچه رو دیدم داشت سر چهارراه گل میفروخت
باب: از دیدن اون بچه ناراحت شدی؟
پاتریک: نه
باب: پس چی ناراحتت کرده؟
پاتریک: همین دیگه، از این ناراحتم که فهمیدم دیدن اینجور بچه ها
انقدر واسم عادی شده که دیگه ناراحتم نمیکنه...

باب اسفنجی شلوار مکعبی

نویسنده: نــــسـتـرن تاریخ: 05 / 06 / 1397-21:43


موضوع: ادبی, احساسی و عاشقانه, جالب انگیز,
برچسب ها: باب اسفنجی, سنگدل شدیم, پاتریک, بچه های کار, گل فروشی سر چهارراه, ناراحت نمیشیم,
()

خودت را با هیچ زبانی برای کسی ترجمه نکن، آنکس که دوستت دارد باید همه آنچه که هستی را از لابه لای حرف های نگفته ات از عمق نگاه ساده ات از حس دست های مهربانت بفهمد، آدم ها را از روی عکس هایشان نشناسید... آدم ها از بی حوصلگی هایشان... از غصه هایشان... از خستگی ها.. از دلتنگی هایشان... عکس نمیگیرند.

نویسنده: فــرشــتـــہ تاریخ: 04 / 06 / 1397-23:18


موضوع: ادبی,
برچسب ها: عکس, دوست داشتن, غم, بی حوصلگی,
()

این آخرین زمانه،زمان آخرم رسیده!

نویسنده: عــلـے تاریخ: 29 / 05 / 1397-19:10


موضوع: ادبی, فلسفی,
برچسب ها: نجفی, شاهین, آخرین زمان, توهم,
()
بروبچ باشگاه دیدگاه

میشه نگاهی به دفتر خاطرات انداخت و خوش حال شد از خاطره های گنگ فراموش شده؟ اصلا میشه دفتر خاطراتی داشت که تا حالا نخونده باشی؟ تو بزرگترین دفتر خاطرات تاریخ خودتی که هیچوقت سعی نکردی نگاهی بهش بندازی و خط خط هاتو ببینی. اصلا معلوم نیست چرا خیلی هاشون خود به خود خط خوردگی دارن و یه تعدادیشون هم پاک شدن. اگر خودتو یه دفتر فرض کنی که هنوز چند صفحه ای برای نوشتن جا داشته باشه چه چیزی رو مینویسی که نه دیگه خط بخوره نه پاک شه نه نیازی به پاک کردن داشته باشه؟

فقط یادت باشه تو یه دفتری با بی نهایت برگ که خیلی آروم دارن سیاه میشن. بنویس...

نویسنده: وهـــاب تاریخ: 27 / 05 / 1397-14:2


موضوع: ادبی, فلسفی,
برچسب ها: خاطرات, خارات گنگ, ذهن کثیف, فراموشی, سیاهی,
()

با آدمهایی دوست شو که همسن و سالت نیستن.

با آدمهایی یگرد که زبان اولشون با تو متفاوته.

با کسی آشنا شو که از طبقه ی اجتماعی متفاوت باشه.

اینجوری دنیارو میبینی،اینجوری رشد میکنی...


+دیروز تولد عارف یا همون سلطان قلبهای خودمون بود (تولدش پساپس مبارک)

امروز هم باز زاد روز بی حضور مرتضی پاشایی هستش یادش گرامی🌷❤

نویسنده: ســحــر تاریخ: 20 / 05 / 1397-10:38


موضوع: ادبی, فلسفی, متفرقه,
برچسب ها: قانون رشد،دوستی, افراد, سن متفاوت, زبان متفاوت, طبقه اجتماعی متفاوت, تولد, عارف, مرتضی پاشایی,
()

خالی در "ص" برای بیداران خفته در خاک بود،

خاوران فراموش شدنی نیست.

 

 

آهنگ خالی از آلبوم صاد را گوش دهید.

 

نویسنده: عــلـے تاریخ: 18 / 05 / 1397-21:16


موضوع: ادبی, فلسفی,
برچسب ها: نجفی, شاهین, صاد, خالی,
()

مادر محله اش روی ردپای پلیس می شاشید

نویسنده: عــلـے تاریخ: 14 / 05 / 1397-21:28


موضوع: ادبی, فلسفی,
برچسب ها: خالی, صاد, نجفی, شاهین, 67,
()

🌸ﺩﻭﺗﺎ ﺩﺳﺘﺎﺷﻮ ﻣﺸﺖ ﮐﺮﺩ ﺟﻠﻮﻡ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﮔﻔﺖ :
ﺍﮔﻪ ﺑﮕﯽ گل ﮐﺪﻭﻣﻪ ﻣﯿﻤﻮﻧﻢ ...
ﭼﻪ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﺳﺨﺘﯽ ﺑﻮﺩ ﺗﺮﺱ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﻧﺶ ﺗﻤﺎﻡ ﻭﺟﻮﺩﻣﻮ ﻓﺮﺍ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﻧﺪﺍﺩﻧﺶ ﻣﺤﮑﻢ ﺯﺩﻡ ﭘﺸﺖ ﺩﺳﺖ ﭼﭙﺶﻭ ﮔﻔﺘﻢ ﺍﯾﻦ ﮔﻠﻪ !
ﺩﺳﺘﺸﻮ ﺑﺎﺯ ﮐﺮﺩ ...
گل بود
ﺍﺷﮑﺎﻡ ﺟﺎﺭﯼ ﺷﺪ ﺭﻭﯼ ﮔﻮﻧﻪ ﻫﺎﻡ ...
ﺣﻮﺍﺳﺶ ﻧﺒﻮﺩ،ﻭﻗﺘﯽ ﺑﺎ ﺩﺳﺖ ﺭﺍﺳﺘﺶ ﺍﺷﮑﺎﻣﻮ ﭘﺎﮎ ﮐﺮﺩ ...
ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ تو ﺩﺳﺖ ﺭﺍﺳﺘﺶ ﻫﻢ گل بود...
آنکه تو را میخواهد به هر بهانه ای میماند.....

 

#زنده ياد حسين پناهی

نویسنده: نــــسـتـرن تاریخ: 14 / 05 / 1397-11:19


موضوع: ادبی, احساسی و عاشقانه,
برچسب ها: گل یا پوچ, اگه بگی کدوم گله میمونم, انتخاب سخت, هردوتا گل بوود, حسین پناهی,
()
چرا عاقلان را نصیحت کنیم؟ بیایید از عشق صحبت کنیم
تمام عبادات ما عادت است به بی‌عادتی کاش عادت کنیم
چه اشکال دارد پس از هر نماز دو رکعت گلی را عبادت کنیم؟
به هنگام نیّت برای نماز به آلاله‌ها قصد قربت کنیم
چه اشکال دارد که در هر قنوت دمی بشنو از نی حکایت کنیم؟
چه اشکال دارد در آیینه‌ها جمال خدا را زیارت کنیم؟
مگر موج دریا ز دریا جداست؟ چرا بر «یکی» حکم «کثرت» کنیم؟
پراکندگی حاصل کثرت است بیایید تمرین وحدت کنیم
«وجود» تو چون عین «ماهیت» است چرا باز بحث «اصالت» کنیم؟
اگر عشق خود علت اصلی است چرا بحث «معلول» و «علت» کنیم؟
بیا جیب احساس و اندیشه را پر از نُقل مهر و محبت کنیم
پر از «گلشن راز» ، از «عقل سرخ» پر از «کیمیای سعادت» کنیم
بیایید تا عینِ «عین القضات» میان دل و دین قضاوت کنیم
اگر سنت اوست نوآوری نگاهی هم از نو به سنت کنیم
مگو کهنه شد رسم عهد السنت بیایید تجدید بیعت کنیم
برادر چه شد رسم اخوانیه؟ بیا یاد عهد اخوت کنیم
بگو قافیه سست یا نادرست همین بس که ما ساده صحبت کنیم
خدایا دلی آفتابی بده که از باغ گلها حمایت کنیم
رعایت کن آن عاشقی را که گفت: بیا عاشقی را رعایت کنیم

 

قیصر امین پور

نویسنده: ســحــر تاریخ: 12 / 05 / 1397-14:26


موضوع: ادبی,
برچسب ها: عاشقی را رعایت کنیم, قیصر, امین پور,
()

من به آمار زمین مشکوکم!

اگر این سطح پر از آدم هاست

پس چرا این همه دل ها تنهاست؟

بیخودی میگویند هیچ کس تنها نیست،چه کسی تنها نیست؟

همه از هم دورند...

همه در جمع ولی تنهایند...

من که در تردیدم،تو چطور؟

سهراب سپهری

نویسنده: ســحــر تاریخ: 09 / 05 / 1397-17:29


موضوع: ادبی, فلسفی, متفرقه,
برچسب ها: آمار زمین, تردید, همه تنهایند, سهراب سپهری,
آمار سایت
  • آمار مطالب و اعضا
  • کل مطالب :222
  • کل نظرات :1269
  • کل اعضا:46
  • آنلاین
  • افراد آنلاین: 2
  • آمار بازدید
  • بازدید امروز: 59
  • بازدید دیروز: 174
  • بازدید هفته:930
  • بازدید کل: 35,982
  • اطلاعات
  • امروز : چهارشنبه 28 شهریور 1397
  • آی پی شما : 54.81.150.27
  • مرورگر شما :
نام کاربری :
رمز عبور :
رمز عبور را فراموش کرده ام
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد